درباره ی فالش


«گروه هنری فالش» ،فعالیتش را به صورت حرفه ای و رسمی از سال ۱۳۹8 و با تولید فیلم کوتاه “دست” آغاز کرد.در این مدت،فالش ،کوشیده فعالیت خود را در حوزه ی سینمای کوتاه ، در کنار تجربه ی مهم آکادمیک و نظری ، به صورت تجربه ی عملی و حرفه ای فیلمسازی مستقل در تمام مراحل پیش تولید ،تولید و پس تولید ارائه و گسترش دهد.
بنابراین بدیهی است که فالش یک شرکت پخش و تجارت با فیلم نیست و پیش از هر می کوشد فیلم را اثری هنری بداند.

اما «فیلم مستقل» تنها یک دسته‌بندی مشخص از فرم و محتوا نیست. فیلم مستقل در وهله‌ی اول بیانگر انتخاب آگاهانه‌ ی صاحب اثرش در بستر مجموعه ای از تصمیم گیری های اساسی است که او داوطلبانه،برای حفظ استقلال اثر خود از هرگونه تصمیم گیری خارجی می گیرد.
برای تداوم این تصمیم گیری داوطلبانه یا به عبارت دیگر فیلم مستقل ساختن ، گروه هنری فالش می کوشد ، از طریق ارتباط با فیلمسازان مستقل و خلق و شناسایی و معرفی آثار مستقل بستری بزرگتر ، پویا تر و دغدغه مند تر برای تجربه ی فعالیت در هر سه مرحله ی اساسی پیش تولید،تولید و پس تولید و در نهایت خلق و ارائه ی اثری درخور سینمای مستقل کوتاه فراهم کند و همواره امیدوار است این تلاش مورد حمایت قرار گیرد.

رسالت فالش فیلمسازی است. اما برای تجربه ی ساختن،مانند هر فرایند خلاقه ی دیگری،فرضهایی وجود دارد.فرضهایی مهم که شاید هر فیلمسازی به صورت آکادمیک مطالعه کرده باشد و یا دست کم در برهه ای از زندگی حرفه ای خود مستقیما با آن دست و پنجه نرم کرده باشد.اما این فرضها گاهی در ذهن فیلمساز،کمرنگ می شوند یا اولویت های اساسی خود را از دست می دهند.در ادامه می کوشیم قسمتی از این فرضیات مهم و البته بدیهی را به رشته ی کلام در آورده و به صورت مکتوب ثبت کنیم تا شاید مرور دائمی آن،مقداری از کمرنگ شدنش جلوگیری کند.

فرایند تولید فیلم،تنها شامل تجربه ی مشاهده ی تصویر نوشته شده مان در فیلمنامه،از پشت ویزور دوربین نیست.هر چند معمولا نیروی محرکی که هر هنرجوی مبتدی سینما را به سمت پروسه ی پیچیده و سنگین ساختن هدایت می کند،چشیدن لذت عینی کردن تصاویر ذهنی است.اما خاصیت زمان گذرایی زمان،رسوبات هر هیجانی را به طور طبیعی،لایه به لایه کنار می زند و واقعیت را آشکار می کند.واقعیت آن است،که “فیلم ساختن” تنها محدود به رسیدن به نسخه نهایی فیلم و ذخیره ی آن نیست. فیلمساز از زمان بارقه های ابتدایی ایده در ذهنش و حرکت به سمت خلق و موجودیت یافتن اثرش ، به طور مداوم با مخاطب در ارتباط غیرمستقیم است و هربار که اثر او در هر زمان و مکانی ، توسط شخصی دیده می‌شود ، مفهوم و بینشی را بازتولید می‌کند. مفهومی ورای زمان و زبان و گفت و گوی روزمره.زبان سینما.

فیلمساز ، به عنوان یک هنرمند، در تمنای دائم برای ارتباط متقابل با مخاطب است.حتی اگر او به هر دلیلی این حقیقت را انکار کند یا نادیده بگیرد و می دانیم که سینما نیز به عنوان ابزاری بزرگ برای این ارتباط،اقتضائات و شرایط ویژه ی خود را دارد.فیلم ساختن، به معنای حرفه ای آن، شامل سه مرحله ی عمده ی پیش تولید،تولید و پس تولید است و هر مرحله ای از این فرایند خلاقه،دست کم در یکی از این دسته بندی ها قرار می گیرد.از لحظه ی شکل گرفتن خام ترین ایده،تا پخش جهانی فیلم.حال می توان به اولین جمله بازگشت.”رسالت فالش فیلمسازی است”.اما این ساختن تنها زمانی به تمامیت رسالتش دست می یابد که با تمام مراحل فوق،حرفه ای و محترمانه برخورد کند.